جهل استمراری
-
تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 16:15
به نام خدا به بهانه قطعی آب، پدرجان از سختی های زندگی های پیشین تعریف می کرد. قبل از آنکه دوش به حمام ها برسد. مردم خود را در خزینه* می شستند. که با توجه به تعریف های پدر خیلی هم بهداشتی نبود. (درواقع اصلا بهداشتی نبود). برای احترام به روحیه شما مخاطب عزیز، از بیان تعریف هایی که پدرجان کرد، صرف نظر ...
این حرف عیان است ولی باز هم حاجت به بیان است
-
تاریخ: 1396/6/15 ساعت: 8:56
هلما ... ظلمه.....واقعا چرا بعضا به جبر این اتفاق میافته؟؟!! مهــ ـــسا هعیییی.حرف دل خیلی ها رو زدی. پرهام : بی عدالتی همینه که محل تولد و زمان تولد، خانواده و.. میتونه حق انتخاب ها و تصمیم های ما رو محدود میکنه... رحیم فلاحتی داشتم به این فکر می کردم بعد از هبوط، آدم حتی فکر نمی کرد در زمین به این...
این دست تهی لبریز دعاست
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 4:37
بسم الله الرحمن الرحیمسلاماتفاق در لغت به معنای حادثه وپیشامد استو اتفاق خوب همان پیشامدی است که حالمان راخوب می کندآدمی که منتظر استهیچ نشانه خاصی ندارد!فقطباهرصدایی برمیگردد"یک نفرکاش همین لحظههمین جا فی الفوربرسداز ره وحال دل من خوب شود.."امضا:منتظراتفاقات خوب!در منوی بلاگ ببینید "یک صفحه نور"
گاهی به پایانش فکرکنیم(1 )
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 4:37
انّا لله 1. تا به حال در هیچ تشییع جنازه ای به طور رسمی شرکت نکرده ام. اما حدود یک ماه پیش وقتی جنازه ای تنها با یک کفن در چند قدمی ام بود، خود را ملزم کردم که به تماشای تشییع اش بایستم! 2. بعد از سفری که اخیرا داشتیم، اغلب شب ها وقتی چشم هایم را برای خواب می بستم، فکر مرگ و اینکه یک روزی بالاخره ای...
بادیگاردِ راستگو؟!
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 4:37
به نام خدا دیروز عصر، مادرجان می خواستند بروند مجلس عزای یکی از درگذشتگان. پدرجان گفتند: چون جمعه هست، کوچه ها و خیابونا خلوته، تنها نرو، با حورا برو! منظور پدرجان این نبود که خیابان ها خلوت است و حوصله ات سر می رود، پس با حورا برو، باهم حرف بزنید که تنهایی حوصله ات سر نرود. منظور باباجان این بود که...
از شِبه سهراب ها*
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 4:37
به نام خدا آن موقع پدرجان پنج شش سالش بود. می گوید به همراه عموجانم که فقط یک سال بزرگتر از باباجان هست، رفته بودند جلوی گاری تخم مرغ رنگی فروشی! باباجان می گوید آن روزها تخم مرغ رنگی ها را روی گاری می فروختند و بچه ها هم عاشق تخم مرغ رنگی بودند. و گاهی با تخم مرغ رنگی هاشان باهم مسابقه می دادند. پد...
بنده چشم خوش آن یارم
-
تاریخ: 1396/5/11 ساعت: 21:36
یاحق عسل بی ادا سر سفره ام نشست و من بی هوا دل بسته اش شده ام. یک عاشقانه آرام-نادر ابراهیمی شاید چند سال دیگر، دوباره بخوانمش! مثلا چندسالِ نزدیکِ دیگر توی اتوبوس. یا شاید چندسالِ دورِ دیگر، قبل از آنکه به کسی هدیه بدهمش!
جوانی شمع ره کردم!
-
تاریخ: 1396/5/7 ساعت: 14:38
به نام خدا اغلب وقتی ما را باهم می بینند، بعضی با یک لبخند کوچک و بعضی با قیافه متعجب می پرسند: دوقلویید؟! و ما با اینکه اوایل تعجب می کردیم، ولی حالا عادت کرده ایم و با لبخند جواب می دهیم: نه چهارسال اختلاف سنی داریم! و بعد از اینکه فرد مقابلمان بابت شنیدن چهارسال اختلاف سنی شگفت زده شده، در حالی
آینده روشن!
-
تاریخ: 1396/5/7 ساعت: 14:38
به نام خدا گفت: ان شاالله تو هم موفق بشی، خانم مهندس بشی، اصلا دکتری بگیری. یکی رو خواستیم دانشگاه ثبت نام کنیم برامون پارتی بازی کنی!! نهایت تصوری که از یک آینده موفق برای من دارد، همین است!!
مسافر و بلاگر کوچک،حورا، پس از روزها به شهر خود باز می گردد! چه برایمان آورده ای حورا؟؟
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 18:27
به نام خدای جان سخن اول: سلام! سخن دوم: دلتنگ بیان بودم! سخن سوم: تا یه جایی میشه بدون اینترنت دووم آورد! سخن چهارم: گفتم که دلتنگ بودم! سخن پنجم: خیلی خوش گذشت!! سخن ششم: چند روزی هست از سفر برگشتیم ولی سر سیستم خلوت نمیشد که من بیام اینجا! سخن هفتم: با عرض معذرت بابت تاخیر در جواب دادن نظرات متن ق
کوله بارم بر دوش، سفری باید رفت
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 23:16
به نام حضرت دوست یه زمانی بود که اگر به کسی می گفتم التماس دعا، به زبان می گفتم و شاید فقط پنجاه درصد التماسم از ته دل بود! دوست داشتم خودم، خودم رو دعا کنم. خودم، خدا رو صدا بزنم. حاجتم رو، خودم از خدا بخوام! فکر میکردم اگر به کسی بگم دعام کن، یعنی یه واسطه قرار دادم بین خودم و خدا. که این واسطه ب
یا اله العاصین
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 20:33
اللهم ارحم من لایرحمُهُ العباد و اقبل مَن لایقبله البلاد! "خدایا رحم کن بر آنکه بندگانت بر او رحم نمیآورند و بپذیر آن را که هیچ سرزمینی نمیپذیردش! " +چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی..
قرآن به سر گرفتم و گفتم سلام عشق
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 17:36
به نام خدا "به گفته فرانتس فانون_خطاب به دنیای سوم_ ما نمی خواهیم از دنیای اسلام، یک اروپای دیگر بسازیم!...ما می خواهیم با اسلام یک "انسان نو" خلق کنیم، "یک نژاد نو". و بکوشیم تا اسلام از ما انسانی بسازد که بر روی پای خویش بایستد و ما ترجیح می دهیم که از این قرآن شما یک فرمول شیمیایی یا فیزیکی کشف
قسم به نگرانی مادرانِ جانمان
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 17:36
به نام خدا از جنگ چیزی نمی دانم! تا حال جنگ را از نزدیک ندیده ام! اول و آخر باری که یک اسلحه واقعی را از نزدیک دیدم، اردوی آمادگی دفاع دوران دبیرستان بود! جنگ را از قاب فیلم ها می شناسم و صدای جنگ را فقط از اخبار شنیده ام! از آن هشت سال جنگ، جز حرف های مادرجان از شنیدنِ صدای انفجار چیزی ندارم! ولی
دنیا کوچکتر از این حرف هاست!
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 5:36
و هو سمیع علیم اعتقادات ما تا زمانی که به دیگران صدمه ای نرساند، به خودمان مربوط است! و احتمالا روشی که برای زندگیمان انتخاب می کنیم، الهام گرفته از افکار و اعتقاداتمان است! روش زندگی، فکر و عقیده ما یا درست است و یا غلط! و به احتمال زیاد، ما آن را درست می دانیم که برای زندگیمان انتخابش کرده ایم! ا
افق
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 5:36
بسم ربّ شهر رمضان بعد از شستن ظرف های سحری، لَم داده بودم به پایه کاناپه و داشتم قُلُپ قُلُپ آب را وارد حلقم می کردم که با شنیدن صدای تقریبا بلند الله اکبر از تلویزیون، چشمانم به گشادترین حد ممکن رسید، حلقم در جا قفل شد و دهانم آماده بود که مثل یک فواره عمل کرده و تمام آب هایی را که در راه رسیدن به
?How we can have a good presentation
-
تاریخ: 1396/3/6 ساعت: 22:52
به نام همیشه همراه * روز ارائه، یک دفعه تصمیم نگیرید، مقنعه ای را که درگذشته بهتان می آمد و خیلی وقت است سرتان نکرده اید، سر کنید. و سعی کنید چند روز قبل این تصمیم را بگیرید و چند روزی را در مجامع عمومی با آن سر کنید! چرا که ممکن است، ساعت هفت صبح، مقنعه بخواهد با شما لجبازی کند؟! **در حین ارائه ب
یاشاسین!
-
تاریخ: 1396/3/6 ساعت: 22:52
بسم الله الرحمن الرحیمسلاماتفاق در لغت به معنای حادثه وپیشامد استو اتفاق خوب همان پیشامدی است که حالمان راخوب می کندآدمی که منتظر استهیچ نشانه خاصی ندارد!فقطباهرصدایی برمیگردد"یک نفرکاش همین لحظههمین جا فی الفوربرسداز ره وحال دل من خوب شود.."امضا:منتظراتفاقات خوب!در منوی بلاگ ببینید "یک صفحه نور"
باز آمده ام دست به دامان تو باشم
-
تاریخ: 1396/3/6 ساعت: 22:52
ناشناس۰۵ خرداد ۹۶ , ۰۱:۰۷با مثالی که زدید مخالفم اساسیچون آدمی که منتظر اتفاقات خوب است بیکار نمی نشیند و لازم به ذکر نیست. آدمی یهوویی یاد اتفاق خوبی نمیفته که! حتما بهش پرداخته دیده از دستش کاری بر نمیاد.جواب نگرفته تکی و تنهایی از بس که تلاش کرده.اینجا همه ببخشید مثل نا بینا ها میمونیم. اگر بیرون
خواب دیدم نیستی تعبیر آمد میرسی
-
تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 14:29
به نام دوست ترین شب نیمه شعبان باشد و باران ببارد و خبر خوبی بشنوی! عید مبارک و التماس دعای بسیار زیاد!