از نقصهای نظام آموزشی یا آنچه از کمکهای اولیه باید بدانید - تاریخ: 1397/9/10 ساعت: 23:48
به نام خدا چند روز پیش کتابهای هفتم رو دیدم. چندتا کتاب هست که زمان ما نبود مثل کار و فناوری ، تفکر و سبک زندگی. یکی از آموزشهایی که به شدت کمبودش میتونه حس بشه آموزش کمکهای اولیه, است. اسمش میتون
قصهگو، توی گوشم قصه بگو! - تاریخ: 1397/9/10 ساعت: 23:48
به نام خدا تو نمیتونی بفهمی قهرمان چیه جسپر. تو توی زمونهای بزرگ شدهای که این کلمه بیارزش شده، از هر معنایی تهی شده. ما داریم به سرعت تبدیل به اولین ملتی میشیم که جمعیتش متشکل از قهرمانانی هست که
نوا نگار - تاریخ: 1397/9/10 ساعت: 23:48
به نام خدا همین ابتدای کار اعتراف میکنم که نه سواد موسیقی دارم و نه خوره موسیقی هستم! و بنابراین دنبال نگار,ی توی نوایی بودن به غایت برایم سخت است. اما این نوا را وقتی گوش میکنم نمایی توی ذهنم شکل می
سخن سرا_طرح داستانی - تاریخ: 1397/9/10 ساعت: 23:48
به نام خدا صبح زود، توی اتوبوس شلوغ، نشسته است صندلی ته اتوبوس. عینک مستطیلیاش را به چشم زدهxa0 و در حال خواندن کتاب کوچک توی دستش است. فارغ از هیاهوی داخل اتوبوس، خودش را سپرده به کلمات کتاب. گاهی سر
فاز پاییزی بیان گریزی - تاریخ: 1397/9/10 ساعت: 23:48
به نام خدا پاییز ۹۵(که البته تموم شده بود و رسیده بود به زمستون!) پاییز ۹۶ طی این دو سال هنوز دانشمندان علت این گریز را کشف نکردهاند. ولی حدس میزنند جزئی از اکو سیستم و غیرقابل تغییر باشد! و در ادا
دوزاری کج - تاریخ: 1397/9/10 ساعت: 23:48
به نام خدا - خوبی؟ - آره. فقط یهخورده مسمومیت دارم. - چی؟ چرا؟ راستش رو بگو چی شده؟ - هیچی فقط یه خورده حال نداشتم. ... و خب این مکالمه با اصرار طرف اول که جون من راستش رو بگو. نکنه از پشتبوم پرت ش
پاییز بود - تاریخ: 1397/9/10 ساعت: 23:48
پاییز, بود.xa0 همون روزایی که میرفتیم مدرسه، و پاییز, رو با له کردن برگهای نارنجی و خشک تنها درخت بزرگ حیاط مدرسه حس میکردیم. اون روزها پریسا هم بود. یادمه یه بار پریسا بهم گفت صدای قشنگی داری! راستش م
حسرتی به اندازه تمام عمرم - تاریخ: 1397/9/10 ساعت: 23:48
به نام خدا کاش بلد بودم... کاش بابام حوصلهش رو داشت... قصههاش رو میگفت... قصههاش رو مینوشتم... آخرش هم میگفتم: یاد بگیر دختر! درس بگیر دختر! تو چرا اینقدر هیچی نیستی آخه!؟
خاطره بازی به بهانه پاییز - تاریخ: 1397/9/10 ساعت: 23:48
به نام خدا داشتم دنبال شعری(!) که توی این پست بهش اشاره کرده بودم، میگشتم. اشتباهی رفتم سراغ پاکتی که خاطره,های سال سوم راهنمایی رو توی دلش داره. بهترین سال دوران راهنمایی برای من، سال سوم بود. توی
بعداز۱۳فروردین ۹۷ چه کنیم؟ - تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:53
به نام خدا ۱. آدم منظمی باشیم و زمان را گم نکنیم! جوری نشود که آخر هفته برسد و ما بیست و اندی ساعت کم بیاوریم! ۲. خوب درس بخوانیم! ۳. کتاب هایی که قرار بود در 96 بخوانیم و نخواندیم را بخوانیم!xa0 ۴. فیلیمو ببینیم! ۵. سعی کنیم سرمـ...هچههه..فین فین...سرما نخوریم! ۶. خوردن بادام و فندق و مویز را فرامو...
صندلی داغ - تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:53
به نام خدا سلام. صندلی داغ که تقریبا همه در جریان هستید و اگه نیستید، اینجا رو بخونید. شرکت کننده ها! xa0امروز هم نوبت منه! سوال؟!
سوال جا مونده از صندلی داغ! - تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:53
به نام خدا متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
Goli is in rel?! - تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:53
به نام خدا گوشی زنگxa0 خورد. -الو -سلام -سلام -با..ع.. -ببخشید شما؟ -عمهی گلی ام. -اشتباه گرفتید. -عه! ببخشید. دوباره زنگ میخورد. -سلام -سلام -ببخشید من با سارا کار دارم بهش میگن گلی! من عمه ش هستم. -این شماره ۰۹۹۰.... هست. -عه پس ما اشتباه گرفتیم. (لابد فکر میکرد من اشتباه برمیدارم!) -بله -الان آنل...
شب با چراغ عاریه فردا نمیشود - تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:53
به نام خوب کاش واقعا عید بود! یعنی جدی جدی عید بود! منم جدی جدی تبریک میگفتم! کاش عید بیاد و حال همه خوب بشه. خیابونا هم خلاف سالهای دور حال و هوای عید ندارند! نکنه امید تو دلهامون هم خشک بشه! کاش واقعا عید بود! یعنی جدی جدی حالمون خوب بود!xa0 حس میکنم چشم و گوشم رو بستم که هیچی نبینم و هیچی نشنوم، ...
یک آشنا برگزار می کند! - تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:53
به نام خدا سرچشمه با توجه به دیدهها وشنیدههایی که از شیطنت سایرین در دوران تحصیلشون داشتم، میتونم خودم رو یکی از دانش آموزان بی حاشیه معرفی کنم! دوران ابتدایی و راهنمایی نقش دانش آموز محبوب رو ایفا می کردم! دوران دبیرستان، با وجود جمع کوچک و صمیمی کلاسمون شیطنتهامون هم گروهی و دسته جمعی شد. از قفل ک...
هادی - تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:53
به نام خدا ♧ این ترم اصلا قسمت نمیشود که من کلاسی را دو در کنم! هر تصمیمی برای پیچاندن کلاس میگیرم با شکست مواجه میشوم! اصلا همین چهارشنبه که قرار بود برویم جشن که زد و صاحب جشن مریض شد! که ما هم برویم سر کلاسمان. تنها جلسهای که این ترم غیبت خوردم یک کلاس حل تمرین بود که با استادش هم هماهنگ بودیم و ...
نوشت - تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:53
به نام دوست دانشگاه نوشت: از امتحان دوشنبه تصور وحشتناکی داشتیم. و به همین جهت قرار بود ما پنج نفر به عنوان آخرین گروه در آخرین وقت، برای امتحان برویم. روز امتحان، فعل و انفعالاتی رخ داد که من با گروه دوم سر جلسه رفتم! از آنجایی که تنها دختر گروه بودم و استاد از آن باباهای دختر دوست خواهد شد(!) همها...
خرداد مصادف با ورزش - تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:53
به نام خدا یک سال قبل: بعضی روزها بعداز افطار با پدرجان والیبال نگاه میکردیم. یک شب وسط والیبال بلند شدم رفتم.در این فاصله نبودنم مادرجان به پدرجان گفته: این والیبال رو خاموش کن، بچه بره درسش رو بخونه، شب بگیره بخوابه! پدرجان هم گفته: من چیکارش دارم بره درسش رو بخونه! چنددقیقه بعد که برگشتم:: پدرجان...
داستانک - تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:53
به نام خدا در یک روز تابستان، خارج از دنیای مجازی و شبکه های اینترنتی دور هم نشسته بودیم و از مصاحبت یکدیگر لذت می بردیم که تلفن زنگ خورد. و مادر را به سمت تلفن کشاند. - الو؟ -... - بله. -... - گوشی؟! مامان: از این شرکتِ...(پشتیبانی اینترنت) زنگ زدند! میپرسه اینترنت وصله؟ و اینگونه بود که من از جوار...
ماه من اگه عاشقی، عاشقا گاهی گم میشن! - تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 16:15
به نام خدا سلام. هفته قبل با یک اتفاق خیلی خوب شروع شد که شاید تنها اتفاق قابل توجه هفته اخیر بود. قدم نو رسیده، یعنی اومدن یک عروسک صورتی چند وجبی که فقط دوست داره بخوابه:-) اعتراف میکنم که خودم، خودم رو چشم زدم! وقتی به خودم گفتم:" آفرین حورا! این بهترین تابستونی بود که داشتی!" بهترین تابستون، یعن...

برچسب‌های مرتبط

یه روز خوب میاد | یه روز خوب با دوستای خوب | یه روز خوب میاد متن | نشانه های دوست داشتن زن به مرد | نشانه های دوست داشتن | نشانه های دوست داشتن واقعی مردان | back to blogging | back to blog link wordpress | back to blog link | بی برنامه