خرید بک لینک
ناشناس
۰۵ خرداد ۹۶ , ۰۱:۰۷
با مثالی که زدید مخالفم اساسی

چون آدمی که منتظر اتفاقات خوب است بیکار نمی نشیند و لازم به ذکر نیست.

آدمی یهوویی یاد اتفاق خوبی نمیفته که!

حتما بهش پرداخته دیده از دستش کاری بر نمیاد.جواب نگرفته تکی و تنهایی از

بس که تلاش کرده.اینجا همه ببخشید مثل نا بینا ها میمونیم.

اگر بیرون از اینجا بود با یک نگاه به چهره رنج کشیده یا سرو وضع یا نهایتا با یک

پرس و جو از دور و اطرافیان و مشورت میشد فهمید طرف راست میگه یا کمکی

که میخواد غیر واقعیه و ناله کردنش از روی تنبلی و بیکار نشستنه.

اما اینجا نیست نگاه بصری کمه آدم فقط اول تا صدای ناله یا کمک میشنوه میره

سراغ یک مشت نوشته یا نصیحت.

نمیدونم شاید هم فلسفه تمام آفرینش در این جور مواقع مصداق شعر زیر باشه:

در این عالم کسی محرم اسرار کسی نیست

ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

وگرنه گفتنش راحته اینکه بگیم چرا نشستی چرا بیکاری مگه خودت نمیگی فلان

یا فلان اتفاق رو دوست دارم بیفته؟

به نظرم پوچ ترین و بی دلیل ترین سوالی که باید پرسیده بشه از آدمی که منتظر

کمک هست اینه.

میدونی پشت این سوال چه معنا و مفهومی وجود داره؟

مفهومش اینه که شما فکر کنید طرف داره تمارض می کنه و خودش از عهده این

کمکی که از دیگران میخواد بر میاد.

ولی من می پرسم از شما؟ آیا همه منتظران کمک بیکار نشستن؟ الکی میگن؟

واقعا تاسف آورده که هر بار صحبت از انتظار میشه چه در مسائل مادی و دنیوی

چه در مسائل معنوی و اخروی فورا میگیم باید از خودمون شروع کنیم.خود کیه؟!

به این اعتقاد دارید که همه ی افراد مثل انگشتای دست یکی نیست؟ یا اینکه،

یک دست صدا نداره؟

با این جملات کلیشه ای فقط فرهنگ کمک رو برای مدد جو ها و نیازمندانی که

واقعا محتاج کمک هستند و کاری از خودشون بر نمیاد رو از بین می بریم.

اگر امام زمان نیومده بخشی بخاطر قضا و قدر الهی هست و بخشی دیگر بخاطر

همین حرفای کلیشه ای که باید وقتی منتظریم شروع کنیم کاری کنیم و ...

در حالی که همیشه تجربه ثابت کرده.اگر من باز موندم از حرکت باید به یکی که

مثل خودمه درخواست کمک کنم.آره تجربه نشون داده حرکت های جمعی بیشتر

از حرکت هایی که از خود آدم شروع میشه جواب میده.

تو این وانفسا خلوت با خود آدم رو بیشتر گمراه میکنه تا مدد جویی از دیگران و با

دیگران (هم درد) به سوی درمان و راه حل رفتن.

اینکه تقی زنگ بزنه به نقی امیر زنگ بزنه به محمد محمد اس ام اس بده به رضا

اینا با هم جمع بشن و به هم خبر بدن از توی این 4 تا دو تا با هم حداقل برن به

این مهمونی و مهیا بشن براش یا توی کارای دیگه هم همینطور.

اینکه ما بگیم خب فردا مهمونی و رمضانه و آدمی که منتظرشه باید از خودش یه

کاری بکنه بیکار نمونه خیلی حرف نا مفهومیه یعین بجای راه حل مسئله یه سوال

دیگه طرح کردید و این سوال رو ایجاد کردید که چه کار باید بکنه که فردیه؟!

خب بفرمایید یه راه کاری ارایه بدید چرا همش کلیشه ای حرف میزنن راجع به این

مسائل مختلف مثل انتظار فرج مثل مسائل اقتصادی ازدواج جوانان و حتی رمضان!

همیشه یه نصیحت که می کنیم میگیم اشتباه نرو اشتباه نکن یه راه حل هم بگو

میگی این کار اشتباهه انجام نده میگی این راه غلطه خب بر عکسش هم بگو در

قالب راهکار و مثال.

شمایی که میگید آدم باید زا خودش شروع کنه برای انتظار فرج برای ازدواج و نیز

برای کار یا برای آمادگی ماه رمضان خب بگو چه جوری؟بلدی دقیق بگو بگو مثلا

آقایان خانم ها این راه کار برای نزدیکی فرج آقا امام زمان به این شکل توضیح بده

یا بگو برای بیکاران من فلانی رو دیدم از فلان جا شروع کرد مثلا فلان حرفه و الان

از طریق فلان جا و فلانی و مثلا دوسش یا نهادی جایی کمک تقاضا کرد و موفق

شد الان روی پای خودش وایسته و شما هم برید اونجا شاید جواب گرفتید از این

راهی که گفتم.خداکنه متوجه بشیم.خداکنه اگر کاری نمیکنیم همه رو با یه چوب

نزنیم لاقل(با یه حرف کلیشه ای کلی)!

پاسخ :

سلام

اتفاق خوب میتونه فرجِ آقا هم باشه، ولی منظور این متن فقط همین اتفاق نبود!

در مورد ازدواج و کارِ جوانان تخصصی ندارم!

برای تعجیل در فرج کاری بزرگتر از دعا شاید از دستم برنیاد! ولی اگه واقعا منتظر اون لحظه باشیم برای اینکه اون لحظه سرافکنده نباشیم، کارهای دیگه ای هم می تونیم بکنیم!

توی کتاب "شیعه"، علی شریعتی وقتی در رابطه با امربه معروف و نهی از منکر می نویسه، میگه این دو امر مثل نماز، از سن تکلیف برعهده آدمه! نه اینکه اول خودش بره بخونه یاد بگیره و علامه بشه بعد بیاد بقیه رو امربه معروف و نهی از منکر کنه! باید در حین یاد گرفتن، به این تکلیفش هم برسه! پس وقتی میگیم از خودمون شروع کنیم، منظور برداشتن اولین قدم برای همراه شدن با بقیه در قدم های بعدی هست!

البته که حرکت دسته جمعی بیشتر جواب میده! مثل دعای دسته جمعی برای فرج!

وقتی میگم، میتونم خالق اتفاق خوب باشم، می شه به اتفاق های کوچیکتری هم فکر کرد! مثلا حالتون خوب نباشه و یک گوشه بنشینید و بگید کاش یه اتفاقی بیفته که از این حال و هوا دربیام شاید چنین اتفاقی بیفته! ولی می تونید خودتون با خوندن یک کتاب، دیدن یک فیلم، سر زدن به یه دوست، یه اتفاق و خاطره خوب و حالِ خوب خلق کنید!

ممنون بابت اظهار نظرتون.

برچسب: نویسنده: هستی کاشفی تاريخ: شنبه 6 خرداد 1396 ساعت: 22:52

صفحه بندی