
همانطور که قبلاً نیز در این نوشتار ذکر شد، سیستمهای HVAC را میتوان شامل طیف وسیعی از سیستمهای تهویه مطبوع، ازجمله سیستمهای خنککننده خانگی تا سیستمهای بسیار بزرگ و پیچیده صنعتی دانست. بهطورکلی طراحی یک سیستم تهویه مطبوع مناسب، نیاز به استفاده از اصول موجود در علوم ترمودینامیک، مکانیک سیالات و انتقال حرارت دارد. همچنین لازم به ذکر است که یک سیستم تهویه مطبوع زیرمجموعهای از سیستم HVAC است. در همین راستا لازم به اذعان است که جعبههای بزرگی که در قسمت بالای ساختمانها یا ادارات مشاهده میشوند، نمونهای از سیستمهای HVAC هستند. درواقع این بخشها، قسمتهای قابلدیدن سیستم HVAC را تشکیل میدهند. از طرفی سیستم گرمایش و سرمایشی که در خانههای مسکونی مشاهده میشود نیز زیرمجموعهای از سیستمهای HVAC هستند. این...
ادامه مطلب
در گذشته چرم خوب فقط از خارج از کشور وارد می شد، ولی این روزها چرم های خوب و با کیفیت ایرانی، بازار را پر کرده اند، از یک برند معروف ایرانی کیف چرم بخرید و سال ها از داشتن آن لذت ببرید.اما باید بدانید، چرم به دو دستهی کلی طبیعی و مصنوعی تقسیم میشود. همچنین درصنعت چرم سازی چرم به سه نوع چرم سبک، چرم نیمه سبک و چرم سنگین تقسیم میشود. چرم سبک چرمی است که از پوست حیواناتی مانند گوسفند، بز، بزغاله و بره به دست میآید این نوع چرم بسیار ظریف و نازک است و به همین علت هم در ساخت محصولاتی مانند لبـاس چرم، کاپشن چرم و دستکش از آن استفاده شده و از کیفیت پایین تر آن نیز به عنوان آستری کفش و لباس استفاده میگردد. به گزارش پارس ناز چرم نیمه سنگین به چرمی گفته میشود که از پوست حیواناتی مانند کروکودیل و شتر مر...
ادامه مطلب
به نام خداصفر. به نظرم دیگه نیاز نیست توضیح بدم وقتی میگم خونه موندن و بیرون نرفتن، منظورم برای کار غیرضروری بیرون نرفتن هست! یا حتی نیاز نیست بیام توضیح بدم توی این شرایط چه کارهایی توی دسته ضروری هس...
ادامه مطلب
به نام خدا خیلی سال پیش، وقتی هنوز قد نکشیده بودم، معنی خیلی از کلمات را نمیدانستم، محدوده دنیایی که میشناختم خیلی کوچکتر بود و آدمهایی که توی دنیایم زندگی میکردند خیلی کمتر؛ هر شب قبل از خواب با...
ادامه مطلب
به نام خدانوشتم: چشم انتظار حادثهای ناگهان مباش با مرگ زندگی کن و با زندگی بمیرمیگه: طوری شده؟میگم: نه! چطور؟- آخه خیلی منفیه.- برداشت من فرق میکنه!- با مرگ زندگی کن؟ چطوری آخه؟- نمیدونم...
ادامه مطلب
آدرس فرستنده: ایران، بیان، وبلاگ در انتظار اتفاقات خوب، حوراآدرس گیرنده: بریتانیا، لندن، خیابان بیکر، پلاک ۲۲۱ب، شرلوک هولمزآقای هولمز عزیز،سلام. این نامه قرار نیست مقدمه پروندهای برای شما باشد و ...
ادامه مطلب
به نام خدا طولانیه! نتیجهگیری هم آخرش اومده! ۱.گاهی آدم به جایی میرسه که یاد میگیره برای هر دلخوری ریز و درشتی احساس ناراحتیش رو بروز نده. خودش رو بزنه به اون راه و عصبانیتش رو سر اتفاقات به ظاه...
ادامه مطلب
به نام خدا چراغ اشپزخانه رو روشن کردمو جزوه و دفتر چرکنویسهام رو آوردماینجا. بابا میگه: "نمیگذارم تو هم درس بخونی؟!نه؟!" میگم: "مگه بامن چیکار دارین؟!" میگه: "خب میبینم وقتی دارم اخبار گو...
ادامه مطلب
به نام خداسلام. احتمالا توی این نامه باید تو را از تصمیمات اشتباهی که در آینده میگیری، آگاه کنم. اما هم تو و هم من معتقدیم اشتباهات، ما را و زندگی ما را و شخصیت ما را میسازند. اشتباهات، ما را بزرگ م...
ادامه مطلب
نامهای به فرزندانم ۱ به نام خدادلبندانم اگر تا آن روز نظام آموزش و پرورش تغییر رو به بهبودی نداشت و شما نیز همین راه را برای پیمودن بخشی از زندگیتان انتخاب کردید؛ بدانید روزی مادرتان سر کلاس ادبیا...
ادامه مطلب
و خدایی که در این نزدیکی ست عزیزانم سلام. اینک که این نامه را میخوانید نمیدانم چند ساله هستید. یعنی هنوز تصمیم نگرفتهام در چه سنی این نامه و شاید نامهها را در اختیارتان بگذارم! مادرتان بعد از فارغ...
ادامه مطلب
به نام خدا امروز عروسی عاطفه است. این چند روز هسته اصلی مکالمات ما عروسی است. از یادآوری خاطرات بامزه عروسیهای فامیل تا پیش بینیهای بامزهترِ عروسیهای آینده! گفتم: "احتمالا استرس نیلو بیشتر از خود...
ادامه مطلب
به نام خدا چند روز پیش کتابهای هفتم رو دیدم. چندتا کتاب هست که زمان ما نبود مثل کار و فناوری ، تفکر و سبک زندگی. یکی از آموزشهایی که به شدت کمبودش میتونه حس بشه آموزش کمکهای اولیه, است. اسمش میتون...
ادامه مطلب
به نام خالقکف اتاق، وسط دفترها وجزوه ها و چرک نویس هایم نشسته بودم، و "بیوتن" می خواندم! که یک دفعه بومب، شترق، واای، شلپ شولوپ! تنگ ماهی از دست پدرجان سر خورد و زمین افتاد "بومب"! تنگ بلور شکست "شترق"! آبجی بزرگه گفت:"واای"! و ماهی ها روی فرش افتاده و جان می دادند"شلپ شولوپ"! جز خراش کوچک پای پدرج...
ادامه مطلب
به نام خدادر ابتدا عرض کنم خدمتتون که این سفر کنسل شد! سناتور تد برای شب عید پیشنهادی دادند مبنی براینکه دوستان بلاگر با صدای خودشون عید رو به همدیگر تبریک بگند. واین پیشنهاد سبب اعتراض یکی از خوانندگان وبلاگ ایشون شده. سوالی که در رابطه با این اعتراض مطرح میشه اینه که، در حالی که بسیاری از مجریان ت...
ادامه مطلب
آدمیزاد است دیگر! گاهی دلش یک نشانه می خواهد هرچند کوچک..نشانه ای که بگوید صدایت را حتی اگر آرام هم گفته باشی کسی شنیده است. آدم گاهی دلش یک نشانه می خواهد شبیه تابلوهای سرپیچ جاده که می گویند چند کیلومتر تا مقصد! از آن تابلوهایی که می گویند این همان راهی است که تورا به مقصد می رساند.. نشانه ها همیشه هستند، گاهی کم رنگ و گاهی پررنگ. اما وقت هایی هست که آدم دلش می خواهد نشانه ها پررنگ تر از همیشه باشند. اصلا دلش به یک حس حضور از نشانه ای رضا نمی دهد. آدمیزاد است دیگر...دلش می خواهد نشانه هارا ببیند و اصلا توی دستش بگیرد و لمس کند. یا اصلا بگذارد توی جیبش که هروقت دلش هوای نشانه ای کرد. دستش را توی جیبش بکند و دانه دانه نشانه دوست داشتنی را لمس کند. زیر لب برای خودش بگوید کسی هست که هنوز حواسش...
ادامه مطلب
به نام خدا +این پست شاید کمی کلیشه ای باشد! یاد گرفته ام قضاوت نکنم ولی وقتی دختری را با ظاهری نامناسب و لباسی نامناسب تر می بینم، این حق را به خودم می دهم که لااقل به عنوان یک هم نوع ناراحت باشم. که حتی اگر این ظاهر و لباس برای تجلی زیبایی اش باشد، بهتر است بگویم این لباس زیبایی یک دختر را خط خطی هم می کند. یک دختر، یک زن دوست دارد زیبا باشد و زیبا دیده شود. ولی اینکه خود دخترها تنها بُعد زیبایی خودشان را ببینند وبخواهند تنها همین بُعدشان را نشان دهند. چه انتظاری دارند که بقیه، آنها را به عنوان انسانهایی با تفکرو بینش منحصر به فرد بپذیرند. و اینکه بگویند...
ادامه مطلب
به نام خدا این روزهایم کمی عجیب است. گاهی حال خوب و گاهی سردرگمی وگاهی "پس تا کی؟" این روزها می گذرد با تمام شنیده ها و دیده هایش. دوسال پیش این روزها "حسین وارث آدم" را میخواندم. امسال "حماسه حسینی" با گذر روزهایم همراه شده. این روزها مشغول مشغولیت هایی هستیم که خودمان برای خودمان ساخته ایم. "حماسه حسینی" می گوید کربلا دو صفحه دارد، یکی صفحه مظلومیت و دیگری صفحه حماسه و افتخارش. و آنها که فقط از صفحه مظلومیش می گویند، قاتلان حماسه و شجاعت حسین در طول تاریخ هستند. + واین سال های حرام تا کی؟ وقتی ماه حرام می رسید، دو طرف، جنگ را متوقف می کردند و برای اینکه اعل...
ادامه مطلب