
به نام خدازمانی معتقد بودم برای رسیدن کافی است قدم اول را بردارم. کافی است شروع به رفتن برای رسیدن بکنم. موفقیت را ثمره بی چون و چرای تلاش میدانستم و اطمینان صد در صد داشتم که اگر همه تلاشم را بکنم ب...
ادامه مطلب
به نام خدا سلام. هفته قبل با یک اتفاق خیلی خوب شروع شد که شاید تنها اتفاق قابل توجه هفته اخیر بود. قدم نو رسیده، یعنی اومدن یک عروسک صورتی چند وجبی که فقط دوست داره بخوابه:-) اعتراف میکنم که خودم، خودم رو چشم زدم! وقتی به خودم گفتم:" آفرین حورا! این بهترین تابستونی بود که داشتی!" بهترین تابستون، یعنی وقتی برای حوصله سررفتن نبود. بهتر از هر وقت دیگری به برنامه ای که داشتم عمل کردم و بیشتر از هر وقت...
ادامه مطلب
انّا لله 1. تا به حال در هیچ تشییع جنازه ای به طور رسمی شرکت نکرده ام. اما حدود یک ماه پیش وقتی جنازه ای تنها با یک کفن در چند قدمی ام بود، خود را ملزم کردم که به تماشای تشییع اش بایستم! 2. بعد از سفری که اخیرا داشتیم، اغلب شب ها وقتی چشم هایم را برای خواب می بستم، فکر مرگ و اینکه یک روزی بالاخره اینجا نخواهم بود توی سرم می چرخید. نه اینکه خودم بخواهم "حاسِبوا قبل ان تُحاسَبوا" کرده باشم. این فکر خودش می آمد و توی سرم می نشست. راستش را بخواهید نه بدم می آمد و نه ناراحت بودم. تنها ناراحتیم از این بود که این فکر هر شبه، تاثیر چندانی روی زندگی هر روزه ام نداشت! آخر می دانید! زندگی با وجود باور ...
ادامه مطلب